کاسبان سینما را بهتر بشناسیم!

بانی فیلم، گروه سینمای ایران: اگر حسن روحانی رییس جمهور، اصطلاح «کاسبان تحریم» را در مورد عده ای از فرصت طلبانی به کار برد که ماهیت وجودی شان وصل به وخامت اوضاع اقتصادی جامعه است، باید این ترکیب را در مورد گروه ها و افرادی در سینمای ایران نیز استفاده کرد که بیشترین منافع اقتصادی را از اوضاع نابسامان سینمای کشورمان می برند.
بدیهی است که منافع نجومی این افراد و گروه ها- یا به عبارت درست تر َگَنگ»ها- نه ارتباطی با توانایی شان دارد و نه مربوط به تعامل های فرهنگی و اقتصادی آنهاست؛ آنچه که این «گَنگ»های سینمایی را از دیگران مشخص و نشان دار می سازد، بهره مندی شان از انواع «رانت»ها و امتیازات ویژه ای است که دست بسیاری از اهالی سینما از این امتیازات کوتاه مانده.
این «گَنگ»ها کمتر پیش می آید به شکل فردی اقدام کنند.آنان به خوبی به این موضوع واقفند که جمع شدن شان زیر بیرق یک عنوان، می تواند برایشان به مثابه کلیدی برای باز کردن خیلی از «درها» باشد! این «گنگ»ها هرچند ممکن است چشم دیدن یکدیگر را نیز نداشته باشند، اما هنگام «سهم»خواهی و سودجویی، چشم خود را روی مسائل تفرقه افکن می بندند و فکر و ذکرشان گردهمایی در یک دایره برای بردن بیشترین منفعت است.
قارچ های سمی
اما این افراد و گروه ها چگونه به وجود می آیند، چطور رشد می کنند و از چه طریق تصمیمات شان را بر امور سینما مقدم می سازند؟
آیا این «گَنگ»ها که همچون قارچ های سمی سراسر پهنه سینمای ایران را اشغال کرده اند، برای رسیدن به مقام اقتصادی شان، هزینه ای به جز چند تماس تلفنی برای راه افتادن کارشان می کنند؟
کاسبان سینما اجازه دارند بدترین مضامین و سخیف ترین موضوعات را بدون نگرانی از «تیغ سانسور و ممیزی» در قالب فیلم ساخته و روانه پرده سینماها کنند و سود حاصل از نمایش و اکران گسترده این ساخته های بازاری را در چند ده حساب بانکی شان ذخیره کنند.
فاصله نوشتن فیلمنامه، تولید و اکران فیلم برای «گَنگ»های سینما، تقریبا کمتر از دو ماه است(!). برای این که به ماهیت تصمیم سازی «گَنگ»های سینما بیشتر واقف شوید، باید بدانید این چرخه زمانی برای بیشتر سازندگان فیلم های سینمایی از یک سال تا الی ماشاءاله است! یعنی هستند هنوز کسانی که بعد از گذشت بیشتر از ۵-۶ سال، فیلم شان رنگ پرده را ندیده است.
«پز»های فرهنگی، فیلم های بازاری
«گَنگ»ها و افراد فعال در آن، همیشه با «پز» فرهنگی و ادا و اطوار هنری، تلاش می کنند خود را نه یک سازنده فیلم های بازاری و تجاری، بلکه پدیدآورنده یک اثر فاخر و هنری «جا» بزنند. این حربه با وجود آنکه در اثر کثرت استفاده دیگر «نخی» هم برایش باقی نمانده، اما بازهم برای این جماعت فرصت طلب و «کاسب» راندمان و کارکرد دارد. این «گَنگ»ها در سایه توجهات عالیه و مواظبت های مدبرانه، در بیشتر نهادها، ارگان ها و مراکز فرهنگی که احیانا بودجه و «پولی» برای انجام پروژه های فرهنگی در اختیارشان هست، نفوذی مثال زدنی دارند؛ آنان برای هیچ موضوع و سوژه ای نیست که فیلمنامه ای آماده نداشته باشند! در «خُم» رنگرزی شان همه گونه فیلمنامه ای نوشته شده و آماده تولید وجود دارد و فقط کافی است مدیر مربوطه یک خط از اولویت های سازمان و نهاد و ارگان مربوطه اش را برای این جماعت بازگو کند تا آنان فی المجلس فیلمنامه مورد نظر را با احتساب برآوردها و هزینه های تولیدش در اختیار شخص مسئول و مدیر قرار دهند!
مسبوق به سابقه است که یکی از همین پروژه ها به دلیل تعجیل شخص مدیر مربوطه برای ارائه فیلم به برخی «جا»ها، تهیه کننده کاربلد(!) و گروه سازنده تنها با نوشتن ده برگ فیلمنامه، فیلم را کلید زدند و جلوی دوربین بردند؟! نتیجه کار هم البته کاملا روشن و مشخص بود؛ تا اندازه ای که بازخوردهای این پروژه در جشنواره چند سال پیش فیلم فجر آنچنان مصیبت بار شد که گروه سازنده و شخص تهیه کننده اش در نشست رسانه ای آن، برای عوض کردن موضوع و تغییر در پرسش خبرنگاران در مورد کیفیت پایین فیلم، با زیرکی به سازندگان یک برنامه سینمایی در تلویزیون تاختند!
لعنت به آن ساختمان سه طبقه!
بعضی از مکان ها هستند که نقشی تعیین کننده در برنامه ریزی و تبیین مسائل مهم سینمای ایران دارند(!) تعجب نکنید؛ این ساختمان ها اصلا و ابدا جزو اماکن دولتی و ساختمان های مربوط به نهادها و ارگان های فرهنگی و هنری نیستند. نقش این ساختمان ها که «گَنگ»های بسیاری را در خود جا داده به شکل نمادین به مرکز مهمی برای اتخاذ تصمیم ها و تغییر در سیاست های مقامات سینمایی در جهت حفظ و بقای منافع فعالان در «گَنگ»ها تبدیل شده اند.
افراد این «گَنگ»ها در بیشتر مراسم سینمای و هنری، حضوری موثر دارند. فرقی هم نمی کند که آن مراسم، تودیع و معارفه باشد یا مراسم خاکسپاری و کفن و دفن(!) برای این «گَنگ»های سینمایی مهم این است که «لنز» دوربین خبرنگاران حضورشان را ثبت کند تا بقیه ببینند و بدانند که آنها هستند که تمام مصدرها را در اختیار دارند و حکم، حکم انهاست. کاسبان سینما در قالب این «گَنگ»ها هویت می یابند و خودی نشان می دهند.
«حلقه آتی ساز» و عمله گی کاسبان سینما
«گَنگ»های سینما دایره نفوذشان را هر روز گسترده تر از قبل می کنند. آنها برای نهادینه کردن دایره نفوذ خود و عمیق تر کردن ظرفیت های کسب درآمدشان، گروه هایی را به عنوان زیرمجموعه سازماندهی می کنند که «امربری» شان را برعهده بگیرند؛ یکی از این زیرمجموعه ها جمعی از بازیگران متوهمی ست که در میان اهالی سینما به «حلقه آتی ساز» معروفند. اعضای این گروه که بیشترین تاثیر خود را مدیون فضای ملتهب مجازی هستند، در حکم «زیردست» به اجرای اوامر «گَنگ»های سینما می پردازند. شرکت در فیلمهای پرمدعا با نمک سیاست، از شاخصه های فعالیت اعضای این گروه است. آنها در کوچکترین و حتی نامربوط ترین مسائل، اظهارنظر می کنند و با «صغرا و کبرا» چیدن- مانند روسای شان در «گنگ»ها- بیانیه صادر می کنند و خود را دلسوز مردم(؟) می نمایانند!
این حلقه که در «شب نشینی»های شان، «خط و ربط»های برخی از بازیگران برای حضور یا غیبت در فیلمی را مشخص می کنند با استفاده از همین حربه نوعی حرکت مافیاگونه (هرچند در اشل و اندازه کوچک) را شکل داده اند.
منافع مشترک کاسبان سینما با اعضای این حلقه را می توان در تکرار یک عده نام خاص در پروژه های سینمایی دید. این حلقه به دلیل ماهیت مرموزانه ای که دارد، حتی تلاش می کند نسبت به فراهم آوردن موقعیت اقتصادی برای بازیگرانی که از حضور در فیلم یا سریالی منع شان کرده اند، اقدام کند.
پولو وردار و فرار کن!
ظرفیت های کاسبان سینما خارج از تصورهاست(!) آنان با اتکا به منابع مالی فراوان، به راحتی برای هنرپیشه ای که قرار نیست سر یک فیلم برود، چک های سخاوتمندانه می کشند. همین قدرت و ظرفیت اقتصادی ناشی از آن، باعث شده برخی از اعضای «گَنگ»های سینما به فکر بردن سرمایه شان به سایر کشورها و خرید سالن های سینمایی در کشورهای همجوار بیفتند. این موضوع با اینکه به خودی خود می تواند یک آلترناتیو مثبت برای سینمای ایران به حساب بیاید، اما به خاطر نوع تفکر منفعت گرایانه و فرصت طلبی کاسبان سینما، مسلما از این «نمد» برای سینمای ایران «کلاهی» درست نخواهد شد!
تجسم فرصت طلبی اقتصادی این افراد را در نام فیلم معروف وودی آلن می توان دید؛ پولو وردار و فرار کن!
«گَنگ»های سینما در غفلت و «خواب ناز» مسئولان مربوطه همچنان دایره فعالیت شان را گسترده می کنند و نمی گذارند سینما به حیات طبیعی خود ادامه دهد. کاسبان سینما را از «در»ی بیرون کنند از منفذی دیگر سر در می آورند و کار خودشان را همجنان ادامه می دهند.
بحث مقابله با این «گنگ»ها، حدیث یک روز و دو روز و یک سال و چند سال نیست. برای دفع این بلا، باید نوع تفکر سودجویانه و فرصت طلبانه را خشکاند وگرنه هر حرکتی در مقابل این کاسبان سینما اگر محکوم به فنا هم نباشد، قطعا بی ثمر خواهد بود…
بازهم در این باره خواهیم نوشت…

نوشته کاسبان سینما را بهتر بشناسیم! اولین بار در بانی‌فیلم پدیدار شد.