سال سال دریغ از پارسال!

مسعود داودی
«بیا وانمود کنیم
حال واژه ها خوب است،
و دل بسپاریم به نیت گل ها.
بیا قبول کنیم
شکوفه ها، بهانه های امیدند،
و دل نسپاریم
به سقف های بی سایه.»
دو – سه روز پیش بود که حسین پاکدل متن این شعر را در صفحه اینستاگرام خود منتشر کرد؛ شعری که ناخواسته زبان حال بسیاری از ما و شماست!
واقعیت های ملموس جامعه و شرایط دشوار حاکم بر معیشت و زندگی مان، آن قدرها سنگین و سنگین تر شده که دیگر نمی توان دلخوش به آماری بود که همچنان با افتخار نرخ تورم را پایین و تبعاتش بر اقتصاد را موثر می دانند!
آنچه می توان دید و وجود دارد، افسار گسیختگی لاعلاج مالی حاکم بر اقتصاد مردم است که شرایط زندگی و فعالیت را به ورطه رکود کشانده است.
غالب فعالان بخش خصوصی به ویژه کسانی که در حوزه مطبوعات کار می کنند، دشواری های حاصل از مدیریت دولت در این بخش را از زمان روی کار امدن دولت یازدهم با پوست و خون خود لمس کرده اند.
در دستور کار قرار دادن «طرح»هایی که موجب از بین رفتن ساختارهای مطبوعاتی رسانه های مکتوب شد و مسکوت گذاشتن همین به ظاهر «طرح»ها پس از خاکستر نشینی و بعضا اضمحلال بنیان های رسانه های قدیمی با شعار اهمیت به رسانه های مجازی، جملگی موجب شدند صدای شکستن استخوان های «استخوان خرد کرده»ها بیشتر و رساتر به گوش برسد!
در هر دولتی پیش از دولت فعلی، اصل «سیاست» و توجه ویژه به آن است؛ سایر حوزه ها بنا به ترتیب اهمیت شان نزد دولتمردان، در رده های بعدی قرار می گیرد و بدبخت «فرهنگ» و حوزه های مرتبط با آن که جایگاه شان در پلکان توجه روسای کابینه، نزدیک به ورطه سقوط است!
ما و همکاران کوشایمان در روزنامه بانی فیلم، در حالی فعالیت مان را در سال ۱۳۹۶ آغاز کردیم که گمان می بردیم سرانجام دولت دوازدهم، توجه مدون و کارشناسانه ای به حوزه فرهنگ و مطبوعات خواهد داشت و اهمیت فرهنگ برای دولتمردان پررنگ آشکارتر خواهد شد؛ انتظاری که در سایه بی تدبیری، سرنوشتی شوم یافت و به ناامیدی مطلق رسید؛ همین اوضاع اسف بار بود که آرزوی تمام شدن سال ۱۳۹۶ و یافتن راهکاری برای مقابله با بحران فزاینده بی توجهی و «رها» شدن سرنخ های تدبیر به دلیل سیاست گذاری های نادرست و سیاست ورزی های غلط، جایگاه ویژه ای در دعاهای شبانه مان پیدا کرد؛ و امروز همان روز است!
در حال حاضر به دلیل قیمت سرسام آور کاغذ که جرقه نخست آن با تدبیری دولتمردان و با اعلام تغییر در میزان بخشودگی ارزی واردات کاغذ کلید خورد و اسب سرکش گرانی، خوشحال از این بی خردی، بهای کاغذ را به بیش از هشتاد درصد گران تر از آن چیزی که باید باشد رساند،فکر می کنید چه کسانی در این میانه دچار زیان های جبران ناپذیر شدند؟ مسلما مطبوعات مستقل بخش خصوصی…!
این آفت بی برنامگی هرچند برای بسیاری از دلالان و دلال صفتان، گشایش های اقتصادی فراوانی را به ارمغان آورد، اما بخش زیادی از مطبوعات –به ویژه روزنامه ها- را دستخوش لطمات اساسی کرد.
مطبوعات کشورمان هم مانند حوزه سینماست؛ عده زیادی دجار مخاطرات جدی هستند و برخی از فرط درآمدزایی(!) نمی دانند پول شان را در کدام پروژه بدون بازگشت سرمایه خرج کنند.
فضای رسانه ای و سینمای ایران هر دو آینه تمام نمایی از اوضاع فعلی اقتصادی حاکم بر جامعه است؛ بسیاری از دست اندرکارانش نگران تامین نشدن مخارج روزمره شان هستند اما عده ای قلیل از همین رهگذر با کسب درآمدها- به نامشروعش کاری نداریم!- بسته های اسکناس را از ترس اداره مالیات در کشوهای میز و گاوصندوق های دفترشان پنهان می کنند و از محل همین درآمدهای نجومی، به بازار مسکن آمریکای شمالی راه یافته اند و خرید خانه های ویلایی در آمریکا از اولویت های شان شده است.
مسلما نشریه هایی که «بوق» تبلیغاتی جناحی خاص شده و با روی کار آمدن از انواع «خوان» های نعمت برخوردارند، با وجود اینکه داعیه خصوصی بودن و مستقل ماندن را دارند، اما همه می دانند محل تامین مایحتاج و نیازهای کاری شان کجاست و چه گونه در این آشففته بازار اقتصادی حتی دست به خرید نشریات دیگر برای در اختیار داشتن تریبون ها و اهرم های فشار بیشتر می زنند!
با اینکه زمستان سر آمده و بهار، بساطش را دارد پهن می کند اما آرزوها، همچنان پشت دیوار «یخزده» زمستان تصمیم گیری ها معطل مانده… خدا یاری مان کند تا بتوانیم این بحران های حاصل از بی تدبیری را جزو خاطرات «بد» ذهن مان بدانید و در سیاهچال های فراموشی مدفون شان کنیم.
اینجاست که شعر حسین پاکدل عزیز معنایی فراتر پیدا می کند:
بیا وانمود کنیم
حال واژه ها خوب است…

نوشته سال سال دریغ از پارسال! اولین بار در بانی‌فیلم پدیدار شد.